جلال جلالى زاده
186
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
كسى كه به دنبال علت است ، اوصافى را كه تصور علت بودن آنها مىرود تقسيم مىكند و مىگويد : علت اين حكم يا اين صفت است يا آن . سپس هريك از آنها را آزمايش مىكند و برخى از آنها را باطل اعلام مىكند تا آنچه را كه صلاحيت علت دارد ، باقى مىگذارد . سجدهى تلاوت : سجدهاى كه هنگام تلاوت آيهى سجده انجام مىشود و در نزد عامهى اصوليان يكى از مستحبات است . سماعى : منسوب به سماع ، در اصطلاح آن است قاعدهى كلى كه شامل جزيياتش باشد ، دربارهى آن ذكر نشده باشد . سد ذرائع : يكى از ادلهاى است كه علما دربارهى استدلال به آن اختلاف دارند ؛ چون كلمهى مركبى است . لازم است به تعريف اجزاى آن بپردازيم : سد ، يعنى مانع و بستن ، ذرايع جمع ذريعه ، يعنى وسيله است . يعنى منع وسايل فساد و قطع ريشهى آن . منع از مباحى كه امكان رساندن به حرام را دارد . منع عمل جايز كه منجر به ارتكاب عمل حرام ديگرى مىشود . اگر ذريعه بهطور قطع منجر به حرام شود ، منع آن واجب است ، مانند كندن چاه كه در تاريكى شخصى در آن بيفتد . همانگونه كه احتياطا سد آن واجب است ، هرگاه اكثرا منجر به حرام شود مانند فروش اسلحه در اثناى جنگ و فروختن انگور به سازندهى شراب حرام است . اگر اكثرا منجر به حرام شود نه غالبا ، در بين اصوليان اختلاف است كه آيا سد آن واجب است يا خير ؟ مثل بيعهاى مهلتدار و بيع عينه ، ولى اگر بهندرت منتهى شود ، سد آن واجب نيست مانند كندن چاهى كه اكثرا منجر به سقوط افراد در آن نمىشود . ذرايع داراى معناى عامى است كه سد و فتح است ، يعنى همانگونه كه مسدود مىشود ، همانگونه نيز مفتوح مىشود . مثالهاى سد ذرايع : منع زنان از بلند كوبيدن پا بر زمين ، تا مردان صداى پاى آنان را نشنيده و تحريك نشوند . منع شخص از دشنام دادن به ديگران تا به او دشنام ندهند . مثال فتح ذرايع : پرداخت فديه به كشور غير اسلامى براى آزادى اسيران